بی دل شیدا
ناشنیده پند....
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
مزاحم....
دوباره آمده ای ؟ باز عاشقم شده اي؟!!
نه . . . سر به زير ميفكن ، مگو كه خم شده ای !
مرا كه بعد تو در انزوای خود ماندم
گمان مبر كه دوباره ستاره ام شده ای
شبی كه اشك شدم ، چكه چكه باريدم
مگو كه آمدی و نای هق هقم شده ای !
چه شد ؟! دوباره بگو . . . ! سنگ گشته ام ؟! آری . . .
از آن زمانه كه رفتی ، تو منطقم شده ای !
نه . . . دست های مرا هم به حال خود بگذار
چقدر توی دلم ذره ذره كم شده ای
چقدر اين همه حرف قشنگ بی معنی ست
ـ ( دوباره آمده ای ، باز عاشقم شده ای ! )
به من نگو كه تو آن آشنای ديرينی
غريبه ای كه دوباره ، مزاحمم شده ای !!!
یا حق..
نوشته شده توسط سیده سارا
در | لینک ثابت
•

