یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
کرگدن....
فقط کرگدنها هستن که کج بودن شاخشون نه یه عشوهگری ناشیانهست، نه یه عقدهی درونی رشد یافته...
..............................................................................................................................
دود اگر بالا نشيند کسر شان شعله نيست
جاي چشم ابرو نگرد گر چه او بالاتر است
............................................................
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميخواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد
گلويم سوتکي باشد به دست طفلکي گستاخ و بازيگوش
و او یکريزو پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد
و بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را
"دکتر علي شريعتي
..............................................
امروز آمدم بنویسم..میدانم متفاوتند و بی ربط به همدیگر..
فقط آمدم بنویسم..
یا حق..
